Anoosheh Ansari, June 2011

نوع: IBC
منبع: ندارد
عنوان: از مشهد تا ایستگاه فضایی
نشست ماه می 2011 شورای بازرگانی ایرانیان
با حضور خانم انوشه انصاری
اولین فضانورد ایرانی و چهارمین توریست فضایی
تهيه تنظيم: ایمان ارجمندی
سوتیتر:دخترکی که سالها پیش از این شبها بر پشت بام خانۀ خود در شهر مشهد به آسمان خیره می شدو در رویاهای کودکانۀ خود مسافرهر ستارۀ دوست داشتنی می گشت و در سر رویای سفر را به فضا را می پروراند، امروز نام خود را برای همیشه در تاریخ بشر ثبت نموده و مادران ایرانی از اوبرای فرزندانشان چونان قهرمانی که بر انبوه مشکلات و ناهمواریهای راه غلبه یافته تا بر نا ممکن ترین آرزوی سالهای دورش جامع عمل بپوشاند، نام می برند.
انوشه انصاری نخستین ایرانی ایست که سوار بر شاتل فضای راهی فضا شد و توانسته در ورای باورها از فضای بینهایت پیرامونی ،زمین این کرۀ خاکی زیبا را به نظاره بنشیند و در حالی که بر لباس فضا نوردیش پرچم سه رنگ ایران نقش بسته به مردم زمین پیام فرستاده بفرستد. پیامی که دوست می دارد پیام صلح، برادری و برابری در حقوق انسانی باشد.
شوارای بازرگانان ایرانی در دوبی مفتخر به حضور انوشه انصاری در گردهمایی ماه می خود بود و ایشان به عنوان سخنران کلیدی در این نشست به بازخوانی پرواز فضایی خود و انگیزه ها و آمال خود از این اقدام پرداخت. آرزویی که یک عمر در سر پروراند و بیش از ده سال از عمر خود را صرف کسب مقدمات آن نمود.
سالن مملو از جمعیت ایرانیان مقیم امارات که به دعوت IBC برای ملاقات نخستین ایرانی فضا نورد گردهم جمع آمده بودند و پیاپی با تشویقهای خود شوق و علاقیشان را نسبت به این همت والا و روحیۀ سخت کوش نشان می دادند ، در کنار صف طولانی مشتاقانی که می خواستند با انوشه عکس یادگاری بگیرند تا همواره به خود یاآوری کنند که هیچ رؤیایی دست نیافتنی نیست ، جامعۀ قدر شنانسی را به تصویر می کشید که ارزش و جایگاه خود را در پس بسیاری از نا ملایمات روزگار می داندو هیچگاه رؤیای خود را به دست فراموشی نخواهد سپرد.
پیش از سخنرانی خانم انوشه انصاری، آقای حمیدی ریاست هیأت مدیره شورای بازرگانی ایرانیان در دبی، در سخنرانی کوتاهی ایشان را فردی شجاع و توانمند خواند که توانسته ماورای باورهای شناخته شده و موجود قدم بردارد و مرزبندیهای ساخته ذهن را بهم بریزد. کسی که با غلبه به مشکلات بزرگ، نشان داد هیچ غیر ممکنی وجود ندارد و همه چیز را می توان ایجاد کرد.
پس از تشویق های پیاپی، حضار درجلسه ای که از ملیت های گوناگون دور یکدیگر گرد آمده بودند، نخستین زن توریست فضایی سخنرانی خود را اینگونه آغاز کرد:
همه ما در سرمان رویاهای زیادی داریم و در دوران کوچکی و از خردسالی با آنها زندگی می کنیم. در رویاهایمان پرواز می کنیم و خودمان را در آرزوهایمان تصور می کنیم. اما هنگامی که سن و سالمان بیشتر می شود، رویاهایمان را فراموش می کنیم. رویا و تصورImagination بسیار مهم است و جزء تنها موارد منحصر به انسان است. هیچ مخلوق دیگری بروی کره زمین نیست که بتواند در مورد چیزهایی که اصلا وجود ندارند، تصور کند. اما در ذهن و فکر انسان رویا به راحتی و بعنوان امری همیشگی شکل می گیرد. تنها انسان است که با دیدن یک صحنه، یک فیلم یا خواندن یک کتاب می تواند تصویری از محیط و تصوری از آنچه می خواهد، شکل دهد.
من از کودکی به آسمان نگاه می کردم. در نقاشی هایم فضا و ستارگان را می کشیدم و بعدها که بزرگتر شدم، همواره در این اندیشه بودم که پاسخ بسیاری از سوالات را در فضا خواهم یافت و فکر می کردم در پهنه آسمان بسیاری از رویاهایم را خواهم دید. من از کودکی به فضا و ستارگان علاقمند شدم و این عشق به ستاره شناسی را همواره و همیشه با خود بهمراه داشته و دارم.
سال ها پیش هنگامی که وارد آمریکا شدم، فکر می کردم که می خواهم فضانورد شوم. اما در آن زمان، هیچ پیشرفتی و راهی برای تحقق این رویا وجود نداشت. به روال معمول باید وارد NASA می شدم. اما برای من که شهروند آمریکائی نبودم، امر در دسترس وامکان پذیری نبود. مادر من مثل بسیاری از دیگر مادران ایرانی معتقد بود راه پیشرفت من ادامه تحصیل در رشته هایی مثل پزشکی، مهندسی یا وکالت بود تا بتوانم از نظر مالی در وضعیت بهتری قرار بگیرم. غلبه بر مشکلات مالی در اولویت خانواده تازه مهاجر ما بود که از لحاظ امکانات مالی در وضعیت سختی قرار داشت.
بهمین دلیل من در رشته مهندسی برق به تحصیل پرداختم. شاید زمانی که در رشته و زمینۀ کاری موفقیتهای خوبی بدست آورده بودیم ، این فکر در سرمن قوت می گرفت که رویا و آرزوهایم را بدست فراموشی بسپارم و رها کنم وبه توسعه و پیشرفت در راه طی شده تا آن زمان بپردازم . اما من این کار را نکردم. من رویای فضا را با خود بدوش کشیدم و همواره در هر کارم نشانی از فضا و سپهر وجود داشت. من رویاهایم را در تمام نشانه های زندگیم ساختم.
کسانی هستند که رویاهایشان را هر چقدر هم که دست نیافتنی و سخت باشد، فراموش نمی کنند و از آن دور نمی شوند. این انسانها، همان هایی هستند که تغییر (inter- change) را بوجود می آورند. شاید سالها پیش که کامپیوتر مثل یک وسیله عمومی و ابزار کار گسترده در دسترس همگان قرارنداشت،بودند کسانی که در گاراژهای منازلشان در پی تحقق بخشیدن به رویاهایشان تلاش می کردندو هیچکس جز خودشان باور نداشت که روزی با کامپیوتر و موج دیجیتال می توان زندگی بشر را دگرگون کرد.
صنعت هواپیمائی هم اینگونه متحول شد و انسان های متهور و با شجاعتی در پی نوآوری در این صنعت برآمدند. پس از نخستین جایزه بزرگ که برای پرواز از نیویورک به پاریش گذاشته شد، این صنعت ناگهان دگرگون شد و با رشد فزاینده و بسیار چشم گیری روبرو شد. طی سه سال بعد از انجام این پرواز 300% به تعداد خلبانان و 400% به تعداد کسانیکه اعلام آمادگی حضور برای طی دوره های آموزشی می کردند، افزوده شد. تعداد رکورهای ثبت شده از 3 رکورد به 7 رکورد ارتقاء یافت و جمعیت کسانی که در آمریکا با هواپیما پرواز می کردند، از 5 هزار نفر به صد و بیست هزار نفر رسید.
ما می خواستیم این تحول در صنعت فضانوردی هم اتفاق بیفتد. بهمین دلیل با شرکت Virgin Exprize Foundation جایزه ای را با نام Ansari Exprize تعریف کردیم که حدود 10 میلیون دلار بود. این جایزه به کسی تعلق می گرفت که بتواند از طرف شرکتهای بخش خصوصی و غیر دولتی کشتی فضایی (space ship) را طراحی کندکه درفاصله صد کیلومتری زمین پرواز وبتوانداین کار را در دوبار پیاپی ظرف دو هفته انجام بدهد.
این جایزه پروژه بسیار موفقی بود. در این مسابقه 26 شرکت از 11 کشور دنیا شرکت کردند و تحول بزرگی در صنعت فضانوردی بوجود آورد. در حال حاضرنیز بنا به سرمایه گذاری یک شرکت اماراتی از دوبی و آقای Richard Branson مدیر مجموعه Virgin پروژه ساخت طرح برتر مسابقه در دستور کار قراردارد و امیدواریم از سال 2012 این کشتی فضایی space ship بصورت بازرگانی و برای علاقمندان به توریست فضایی آغاز به کار نماید. تا آنجا که می دانم در حال حاضر نزدیک به صد هزار نفر بعنوان داوطلبان و مشتاقان پرواز با این وسیله نام نویسی کرده اند.
من می دانستم که این تنها آرزوی من نیست که به فضا پرواز کنم. فکر می کردم که با این کار می توانم گام موثری در صنعت فضانوردی بردارم تا انسان های دیگری که چنین آرزویی در سر دارند، بتوانند به فضا سفر کنند و به آرزوی خود برسند. خوشبختانه Ansari Exprize موفقیت آمیز بود . امیدوارم بزودی انسانهای زیادی امکان دسترسی به این آرزویشان را بیایند.
خیلی ها ممکن است به اهمیت موضوع فضا و تاثیرات آن برروی زندگی ما برروی زمین آگاه نباشند. فضا از نظرمن برای بقاء بشر موضوع بسیار مهمی است. بیشتر مشکلات و جنگ های خانمان براندازی که برروی این کره خاکی بوده، ریشه در محدودیت منابع سطحی و یا زیرزمینی مان دارد. ما می توانیم از منابع فراوانی که در فضای بیکران موجود است استفاده کنیم و بسیاری از مسائل پیش روی انسان را حل کنیم . منابعی که نه تنها نیازهای امروز ما را برآورده می سازد بلکه برای بخش عمده ای از نیازمندیهای فردای ما نیز پاسخگوی و کافی می باشند.
از سوی دیگر، امروزه زندگی بشر از تکنولوژیهای متنوعی استفاده می کند که همگی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با فضا و علوم فضایی دارند. مثل آنچه که به پیش بینی آب و هوا یا ناوبری هواپیماها و کشتی ها مرتبط می شود. بحث استفاده از ماهواره ها برای جمع آوری انرژی خورشیدی و انتقال آن به سطح زمین برای تامین بخشی از نیازمندیهای انرژی نیز بطور جدی در حال بررسی و کاووش است. همچنین تولیدات پزشکی و یا صنعتی در فضا از مسائل پیش روی بشر امروز است. خوشبختانه بسیاری از مبتکران و کارآفرینان جهان در حال طراحی وسایل فضا نوردی space ship )) مختلفی هستند تا بتوانند هزینه سفر به فضا را کاهش دهند و این موضوع برای همگان در دسترس قرار بگیرد.
دوسال پس از آن تجربه موفق و در سال 2006 من به فضا پرواز کردم. 7 ماه پیش سفر به فضا در شهر کوچکی در چهل و پنج کیلومتری شهر مسکو آموزش های متنوع و فشرده ای برای آمادگی سفر به فضا گذراندم. از آموزش زبان روسی تا آشنایی سیستم های ناوبری کپسول فضایی که ما با آن به فضا پرتاب شدیم تا آموزش های سخت حضور در فضای بی وزنی و خلاء ….
در نهایت در 18 سپتامیر 2006 به اتفاق دو فضانورد دیگر به مقصد پایگاه تحقیقات فضایی international space station در فاصله 220 مایلی زمین پرواز کردیم. این ایستگاه تحقیقاتی حدود هر 90 دقیقه یکبار یک مدار زمین را طی می کند و 6 نفر محقق در آنجا مشغول انجام پروژه های علمی هستند. کپسول هوایی حامل ما تنها پل ارتباطی میان زمین با این ایستگاه فضای است و در هر مسیر دو روزه خود از زمین، سه نفر را با خود به ایستگاه می برد و پس از توقفی 2 روزه سه نفر دیگر را بر می گرداند.
نخستین زن توریست فضایی می گوید: هنگامی که برای اولین بار از آسمان بی انتها به زمین نگاه می کردم، جذب زیبایی و عظمت این کره خاکی شدم. تجربه بی وزنی و شناوری در فضای بدور از هر آنچه که برای بشر محصور در بند جاذبۀ زمین غیر قابل تصور و باور می نماید، تجربه ای را برای او بوجود آورده که از ورای همه مرزها و تقسیم بندیهای دست و پاگیر برای پرواز در لایتنهای آسمان، به خلقت می نگرد.
زمینی زیبا برای زندگی همه انسان ها و تنها زمین زیبای همۀ ما، بی در نظر گرفتن مرزهای سیاسی و نژادی و قومیت های بشر. از زمینی می گوید که در نگرش از فضای بزرگ پیرامونش، با صلح و آرامش در سپهر بی انتها، آرام و آسوده شناور است. او معتقداست باید همه توانها و نیروهایمان را بر هم نهیم تا زمین، تنها خانه و کاشانه مان در این گستره پهناور را حفظ کنیم و نگذاریم که کره ما تخریب و ویران شود.
انوشه انصاری در فیلم کوتاهی که از سفر خود به آنسوی آسمان ها به نمایش گذاشت، تجارب زیبای حضورش را در فضا را با دیگران به اشتراک گذاشت.از لحظۀ آغاز سفر، نخستین نگاه به زمین، تجربه بی وزنی، زندگی در کپسول کوچک فضایی که به سوی ایستگاه نهایی در فضا شناور بود، نخستین پیامی که از فضا به ایران ارسال گشت، بازگشت به زمین، نخستین قدم دوباره برروی کره خاکی و نگاهی که بار دیگر به آسمان لاجوردی بالا می نگرد و در نهایت چشمهایی که از رسیدن به آرزوی دیرینیشان برق می زنند.
در آخرین صحنه فیلم، هنگامی که انوشه پرچم سه رنگ ایران را در فضا به اهتزاز در آورد، سالن مملو از جمعیت پیاپی به احترام این شوق و افتخار ایستاده بر پا به تشویق از او پرداخت. قدردانی از تلاش و شجاعت او برای رسیدن به هدفش و قدردانی ازهمۀ زنان و مردان ایران زمین که گامی در ارتقاء جایگاه زندگی بشر برداشته اند، تا حتی برای زمانی کوتاه در لذت رسیدن به آرزوهای بزرگ با ایشان شریک باشد.
او می گوید برای نخستین بار که زمین را دیدم و خود را در فضا یافتم، واقعاً باور کردم که رویاهایم به تحقق پیوسته و دیگر رویا نیست. احساس عجیبی بمن دست داد و از صمیم قلب دوست داشتم که این تجربه را می توانستم با دیگر افراد خانواده ام ،با هم میهنانم و دیگر افراد بشر تقسیم کنم و آنها هم امکان میافتند تا با من در این تجربه شریک باشند.
من پیش از سفر به فضا نیز خود را به خدا نزدیک می دیدم و از آن فاصله از زمین نخست خود را و جهان را مقابل کل عظمت طبیعت و خلقت بسیار کوچک یافتم اما از دیگر سو، احساس کردم چقدر مسائل غیر ممکن و مشکلات پیچیدۀ پیش روی بشر امروز ساده و قابل حل است.باور کردم می توان زندگی بهتر و آسوده تربرای انسان برروی کره زمین بوجود آورد.
ما خودمان مرزهایی را که امروز وجود دارند، ساخته ایم و از آن بالا این سیاره شناور نه دارای مرزی است و نه تفاوتی. صلح جهانی امروز بزرگترین دغدغۀ من است. اما واقعیت آن است که دیگر امیدی به بزرگتر ها ندارم و تنها آرزویم را معطوف به جوانان کرده ام. من برروی این پروژه کار می کنم. دغدغۀ بزرگ دیگر من آموزش زنان است. امیدوارم که بتوانم گامی جهت تهییج و ارتقاء سطح اعتماد به نفس زنان برای حرکت بسوی رویاهایشان بردارم.
ملاقات و دیدن انوشه انصاری از جمله لحظات افتخار آفرینی در زندگی است که یک ایرانی با افتخار به ایرانی بودنش می بالد و با امید به آینده این مرز پرگهر با عزم جزم می تواند به آینده انسان امیدوار باشد.

← Fariborz Hatam Interview Economical Interview →

About the author

admin

Comments are closed