Fariborz Hatam Interview

نوع:                  IBC

تهیه کننده:         ایمان ارجمندی

منبع:                 —

عنوان:               مصاحبه با آقای فریبرز حاتم

سوتیتر:

 

شهر دوبی  امروزه یکی از انتخاب های اصلی جهانگردان برای سپری نمودن اوقات خوش کم نظیر  در فضایی متفاوت و منحصر بفردبرای استراحت و آرامش محسوب می شود، در دیگر لایۀ زندگی شهری  خود مکانی پر اهمیت و پر رونق  برای صاحبان کار و سرمایه در جهت  توسعۀبازار فعالیتشان ازریابی می گردد. این شهر نوظهور با جمعیت ساکن نزدیک به دو میلیون نفر در زمرۀ بزرگترین اتفاقات شهرسازی در جهان معاصر محسوب می شود. شهری که در حال حاضر  با برج های سر به فلک کشیده، خیابانهای پهن و هتلهای چند ستاره  ، حیرت هر روزۀ بازدیدکنندگان و شهروندان خود را بر می انگیزد، در گذشته ای نه چندان دور تنها قسمتی از بیابان بدون کشت و زر بوده که با تعداد اندکی خانه های خشت و گلی و یا کپرهایی ساخته شده از نی و حصیر ، سالیان سال تنها سرپناه اندک ساکنان این شهر حاشیۀ دریا بوده است.

وجود عجایبی مانند برج خلیفه به عنوان مرتفع ترین  سازه  دست ساز بشر، جزیرۀ نخل به عنوان بزرگترین جزیرۀ  مصنوعی و  با وجود صدها واحد مسکونی، ویلایی و چندین و چندهتل برروی سطح  آن، بزرگترین پیست اسکی دست ساز  و یا زمین های سرسبز و بزرگ گلف در میانۀ صحرای سوزان و نمایه ای از آسمان خراش ها که سکوت آسمان ساحل دریا را در پس قرن ها و قرن ها سکون، به چالش کشیده است؛ شهر دوبی را به بهشت معماران و شهرسازان تبدیل نموده است. وجود ساختمان های متنوع با معماریهای گوناگون و طرح ها و مدل های متفاوت، امکان بنا نهادن هر سازه ای را در این شهر عملی و میسر می کند. گویی این همه ساختار شکنی در طبیعت و معماری، ذهن بیننده را به چالش  کشیده یاد آوری می کند که  آنچه در اندیشه دارید، در دوبی به واقعیت تبدیل می شود!

اما این تمام واقعیت نیست! اندیشمندان و متخصصان به مسئلۀ شهرسازی و توسعه شهری در دوبی با نگاه شیفتگی و هیجان زدگی نگاه نمی کنند و هر لحظه به نقد و بررسی این شهر و مسائل حاشیه ای  توسعه در آن می پردازند.

بلاشک، دوبی تجربۀ جدیدی در دانش شهرسازی بشریت بحساب می آید و اندیشه و آگاهی متخصصان علوم اجتماعی و اقتصاد شهری را ارتقاء بخشیده است، اما  درک این موضوع، که شهر موجودی است زنده و پویا که لحظه به لحظه در جریان توسعه و رشد خود با تجارب و اتفاقات محیطی گوناگونی روبرو می شود، کمک شایانی به نقد منصفانه و علمی در تحقیقات مدیریت شهری دوبی می نماید.

در حاشیۀ گردهمایی ماه نوامبر شورای بازرگانی ایرانیان در دوبی که همراه با نمایشگاهی در  حوزۀ طراحی داخلی و لوازم دفتری به مناسبت افتتاح قریب الوقوع برج IBT بود، فرصت مناسبی پیش آمد تا موضوع معماری و توسعۀ شهری دردوبی را با مهندس معمار آقای حاتم به بحث و گفتگو نشستیم. گپی دوستانه که ضمن برشمردن ویژگیهای موجود در توسعۀ شهری دوبی، با نگاهی نقاد به بسیاری از چالش های موجود وپیش رو در ساخت و سازهای شهری و برنامه های جامع مدیریت  شهر ی می پردازدو  توسعۀ پایدار دوبی را مستلزم دقت به فرهنگ، تاریخ و نیازمندیهای شهروندان در برنامه ریزی های شهری می داند.

IBC NEWS: جناب آقای مهندس حاتم، امروز نام شما در حوزۀ شهرسازی و معماری بسیار بر سر زبان ها است و پروژه های مختلفی که شما انجام داده اید در سطح منطقه و دیگر کشورهای جهت مانند  استرالیا، مالزی و آسیای دور از معروفیت زیادی برخوردار هستند. قبل از شروع بحث، بسیار علاقمندم برای خوانندگان IBC NEWS خودتان را معرفی کنید وبرای ما  از دلایل اینکه پس از مدتها تجربه تحصیل و فعالیت حفهای و موفق  خارج از منطقۀ خاورمیانه ، این مکان را برای کار و فعالیت  خود  انتخاب کردید صحبت کنید.  در واقع تقطۀ آغاز شما در پی پاسخ به کدام سوال ذهنی شما بود؟

مهندس حاتم: من در اصفهان به دنیا آمدم، 34 سال قبل و تنها هنگامی که چهار یا پنج سال داشتم به همراه خانواده از ایران، مهاجرت کردیم و به استرالیا رفتیم. تقریباً اکثر تحصیلات من در استرالیا بود و شانس تحصیل در مدارس خوب و ملاقات دیدن انسان های حرفه ای و دانش آموخته را یافتم. انسانهایی سر شناس و ممتاز در حوزۀ معماری . تنها سعی کردم دانشجوی خوبی باشم و از فرصت معاشرت و شاگردی اساتید بزرگ و معروف استفاده کنم.

همان موقع که تحصیلات من تمام شد، احساس کردم خلأ و فاصله ای وجود دارد بین ریشه های فرهنگی که من از آنجا به استرالیارفته بودم با محیطی  که در آن زندگی می کردم.  واقعیت این است که در استرالیا تفکر غربی در کلیه مناسبات زندگی اجتماعی  حاکم است و این امر برای من با سرریشه های فرهنگی و تفکری شرقی باعث آن شد تا  خاورمیانه برگردم. به ایران یا هرجایی نزدیک ایران . قریب به  یکسال و نیم در دوحه مشغول مطالعه و آموزش شدم و سپس به دوبی آمدم. در یک شرکت معماری آغاز به کار کردم و پس از مدتی به شرکت Ades پیوستم.شرکت   Ades  اگر چه از برخی  نظرات  شمارۀ یک در جهان محسوب می شود اما  بصورت کلی دومین شرکت معتبر معماری در سطح جهان است. و من یکی از مدیران ارشد بخش معماری در حوزۀ خاورمیانه بودم. البته اخیراً به شرکت Design Worldship Partners ملحق شده ام.

تصور من این است که موفقیتی که شما از آن نام می برید، برای فرصت دیدن و حضور در کنار انسان های با ارزشی بود که من توانستم از آنها خوب بیاموزم و با تجارب جهانی و آخرین تکنتکها و روشها آشنا شوم  و سپس برگردم به جایی که فرهنگ آن را بیشتر می شناختم.

آنچه در دوبی در حال اتفاق است یک رخداد عظیم است که در معماری در هر  300 یا 400 سال بوقوع می پیوندد.شبیه به آنچه در دهۀ 70 یا 80 یا 90 در آمریکا وجود داشت و به وجود آمد .فرصتی که برای کار معماری در دوبی وجود دارد با آنچه در استرالیا است، غیر قابل مقایسه است. در استرالیا ممکن است بتوانیم برای یک خانۀ مسکونی کار معماری و طراحی  انجام دهیم ولی در دوبی باید، همان طراحی را برای یک برج مسکونی انجام دهند. اندازه و ابعاد فعالیت ها در دوبی بسیار بزرگ است. سرعت انجام فعالیت ها در دوبی به نحو اعجاب انگیزی زیاد است. معماران بعضی وقت ها در دوبی، طرح هایی که طی دو یا سه هفته باید آماده شوند ،طی مدت چند ساعت آماده می کنن. سرعت کارها و توسعه بسیار زیاد است .

یکی از پروژه هایی که دردوبی انجام شده و من هم در آن بودم، پروژه Dubai Mall بود. این پروژه بسیار عظیم است و از تشریفات خاصی هم در اجرا و هم در جزئیات طراحی  برخوردار بود.در این معماری بزرگی و عظمت طراحی در کنار زیبای و ظرافت قرار گرفته .  هنگامی که تازه  به دوبی آمدم، نکته ای برای من توجه برانگیز شده بود . همۀ پروژها در پی طراحی و ساخت بزرگ ترین، بلندترین و یا عظیم ترین ساختمان ها در میانۀ کویر  بودند و هیچ کس به طراحی از نقطه نظر معماری اسلامی یا شرقی یا تاریخی نگاه نمی کرد.

باید این نکته را مشخص کنم که برای من  شهر دوبی بسیار مهم است. این شهر قابلیت تغییر و ایجاد تحول در اندیشه ای را دارد که بعد از 11 سپتامبربه دلایل مختلف در بخشی از جهان و کشورهای غربی، حاکم شد. دوبی می تواند و این توانایی  را دارد که الگویی از توسعۀ اسلامی را عرضه کند. اما این موضوع دارای پیش شرطیهای  است. طراحی و معماری دوبی باید به گونه ای باشد که معماری و تفکر اسلامی را ارتقاء ببخشد و به نمایش بگذارد. این پایه فلسفه ای افکار من برای طراحی مسجدی بود که با هزینۀ شخصی خودم تصمیم به طراحی و ساخت آن گرفتم. مسجدی که از معماری کلاسیک  اسلامی و همینطور معماری مدرن نشأت گرفته باشد و تمام 30 جزء قرآن در آن بود به همرا 99 اسم  پروردگار با طرحهایی الهام بخش در همه جای نوشته شده باشد . دبی نیاز به باز خواتی و بازبینی ریشه های فرهنگی و تاریخی خود در طراحی های شهری و بنا ها دارد . باید وقتی بنا های زیبا و وجو آور را می بینی ، یا آورندۀ مکان و فرهنگی که در آن هستی نیز باشد . در این مجد اگر چه که نمایه های طراحی مدرن هستند اما در حای جای آن رد پای فرهنگ و تمدن اسلامی و منطقه ای در آن دیده می شود .

یکی از پروژه های شاخص که من هم در طراحی های آن نقشی بر عهده  داشتم ، پروژۀMASDAR  بوده است. MASDAR نخستین شهر بدون تولید کربن در دنیا خواهد بود.و این امر بسیار مهم و قابل تحست است ، اما واقعیت این است که تجربۀ طراحی شهرهایی باشاخصه های پایدار را ما در این منطقۀ دنیا خیلی پیش ار اینه داشته ایم. کافی است نگاهی به اصفهان،  به شهر بوشهر و البستان در یمن بیندازم شهرهای که قرنها و قرنها پیش بر اساس اصول شهر سازی پایدار بنا نهاده شدند.از نظر من پروژه ای مثلMASDAR  یک نوآوری نیست. تنها بازگشت به آن چیزی است که بوده ایم. برگشت به شهرها و شهرسازی  پایداری که داشته ایم.

MASDAR یک راه برای تغییر الگوی زندگی امروز ماست. اگویی که امروز تغییر ماهیت داده و زندگی در زمانه ای  که هر کس حداقل یک خودرو برای رفت و آمد دارد. یک تفکراست  در زمینۀ استفاده از مصالح ساختمانی که با محیط اینجا تطابق دارد که  در اینجا و در  دوبی وجود دارد. به جای آنکه کلیه مصالح ساختمانی را از چهار گوشۀ جهان  جهان به اینجا بیاوریم که هیچ توافق و همخوانی با محیط اینجا ندارند.

IBC NEWS: آیا فکر می کنید رسیدن به چنین شهری، امکان پذیر است؟

مهندس حاتم: خوب این جواب از چند زمینه باید بررسی شود. مشکلی که ما در خاورمیانه نسبت به جهان غرب داریم این است که در غرب  برای انجام کارها مدت ها تحقیق و بررسی و امکان سنجی می کنند. اما در خاورمیانه دچار نوعی هیجان زدگی هستیم و می خواهیم کارها را در یک شب انجام دهیم و صبح فردا همه چیز آماده باشد. گاهی اوقات، به ترتیبی عمل می کنیم که گویی فردا دیگر دنیا نخواهد بود و ما باید در همین لحظه، تمام کارها را انجام دهیم. مثل اینکه بدون مزه مزه کردن یک کیک  بزرگ، در اولین اقدام همۀ آنرا  ناگهان ببلعیم و بعد تازه بخواهیم در مورد مزۀ آن فکر کنیم. مثلاً در حال حاضر چند پروژۀ ساخت موزه بطور همزمان در ابوظبی در حال اجرا هستند .. سوال من این است که چرا نباید نخست یک پروژۀ ساخت و بهره برداری موزه را به اتمام رساندو اجرا کرد و بازخورد گرفت و مخاطبان را ارتقاء سطح داد و سپس پروژۀ دوم را آغاز نمود.

البته  در تمام ارزیابی ها باید در نظر گرفت دوبی شهری است که طی 30 تا 40 سال اخیر، شکل گرفته و توسعه یافته است.  این بسیار سوال مهمی است که آیا راستای توسعۀ شهری در دوبی درست است یا نه! من به عنوان یک معمار و طراح، معتقدم مسئله ای که دوبی امروز با آن روبرو است، در کنار هم نهادن طرحها ، سازه ها و ساختارهای مختلف از اقتصاد دنیا در کنار یکدیگر است که در بعضی موارد این در کنار هم قرار گرفتنها  فلسفه و مفهوم طراحی را به زیر سوال می برد . هر چیزی از جایی از دنیا گرفته شده و در کنار هم قرار گرفته اند چیده شدند  و ناگهان مدیران شهری متوجه می شوند که پس چه پیش بینی برای زیر ساختها و راه ها و برق  و آب و غیره شده است؟!

آنچه در دوبی امروز مفقود مانده است روش  زندگی ( life style) است. صبح در دوبی ساکنان به سر کار می روند و عصر به خرید در مال ها مشغولند و شب در رستوران ها. Life style یا روح زندگی در دوبی، هنوز تعریف نشده است. مثلاً در لندن، استرالیا یا تهران، وقتی در خیابان حرکت می کنی یا هر کجای شهر که باشیم، چه خوش آیند چه ناخوشایند، روح زندگی شهری در آن شهر را استشمام می کنیم. زندگی در شهر را و یا منش و رفتار ساکنان شهر را لمس می کنیم . ام در دبی هنوز چنین منش و شاخصۀ رفتار شهروندی وجود ندارد .آیا دوبی ظرف 10 یا 15 سال آینده دارای چنین روحی خواهدشد؟آیا روش زندگی دوبی تعریف خواهد شد؟

 قطعاً چنین می شود. دوبی خیلی شبیه به شهر لاس وگاس برای خاورمیانه است. با در نظر گرفتن شرایط واقعی شکل گیری این شهر. من فکر می کنم این موضوع  این یکی از اجزای تشکیل دهندۀ این روح شهری خواهد بود.

 

 IBC NEWS: خوب ا دغدغۀ شما بعنوان یک معمار چیست؟ شما که می گوئید این شهر زنده می ماند، توسعه می یابد حتی اگر دو قدم به عقب برگردد، دوباره به راه توسعه ای خود ادامه خواهد داد. پس شما چه دغدغه ای در زمینۀمنش و روش توسعۀ شهری  دارید؟ معماری در دوبی، ساخت و ساز دوبی و یا توسعه در دوبی، آیا موقتی خواهد بود؟

 

مهندس حاتم: آنچه که دغدغۀ ذهنی من است در مورد ساکنان غیر بومی امارات مثل من وشما نیست. من بعنوان یک ایرانی-استرالیایی پس از سالها بهر حال از امارات به سرزمین خود خواهم رفت و با آن سیستم هماهنگ خواهم شد. موضوع فکری من درمورد اماراتیهایی است که اینجا زندگی می کنند یا ایرانیانی که سالیان زیادو یا چند نسل  است که در اینجا زندگی می کنند. من دقیقاً نمی دانم فرزندان نسل فعلی اماراتی چگونه و چطور می توانند و می خواهند با محیط پیرامونی خود ارتباط برقرار کنند! هنگامی که شما در خیابان ها قدم نمی زنید، تلاش نمی کنید در خیابان و در محیط واقعی زندگی کنید و تنها محل قدم زدن شما مراکز بزرگ خرید باشد! در دوبی کودکان محیط بیرون را کمتر می بینند و فرصت ارتباط برقرار کردن با آن را نمی یابند. بسیاری چیزها در دوبی امروز دست ساز و غیر طبیعی  هستند.

 IBC NEWS: اینجا یک سوال مطرح است. شما می گویید معماری ساختمان ها، خیابان ها و حتی بخشی از روش زندگی در دوبی، وارداتی و کپی برداری شده است. خوب این موضوع منطقی دارد. چون دوبی شهر جوانی است. مثلاً این برج از فلان برج در فلان شهر دنیا الهام گرفته شده است و این پارک شبیه سازی شده آن پارک در فلان گوشه دنیا است. آیا نمی شود اینطور فکر کرد که پس از مدتی که این شهر شکل گرفت، سامان یافت، قوام و دوام و روح خود را پیدا کرد، در جهان برجهایی ساخته شود یا محله هایی  طراحی  شوند که گفته شوند از دوبی الهام گرفته شده اند؟ یا اینکه این روش زندگی روش زندگی دوبی است؟

مهندس حاتم: خوب بگذارید اینطور بررسی کنیم. همواره در معماری در شهری در حال ساخت مثل دوبی، سه فاز طراحی را حاکم می بینیم. نخستین فاز طراحی  و معماری، فاز کپی برداری است که طرح های آماده ای را از هر گوشۀ مختلف دنیا جمع می کنیم و در کنار هم قرار می دهیم و سازه و شهر را سازمان دهی می کنیم. این فاز بدترین ورقّت انگیزترین طراحی ها  را با خود بهمراه دارد. در این فاز اغلب شرکت های غربی و بین المللی که در ابتدای شهرسازی دوبی آمده اند، مشغول به فعالیت بوده اند. این شرکت ها چیزی در مورد معماری اسلامی و شرقی یا معماری در این آب و هوا نمیدانستند

فاز دوم هنگامی آغاز شد که شرکت های مشاورۀ بین المللی و درجه اول مثل SOM و Aydas و DWP و غیره وارد حوزۀ شهرسازی و معماری در دوبی شدند. در این فاز پایداری شهری و واقعیت های فرهنگی و جغرافیایی بیشتر مد نظر قرار گفتند. هنگامی که شما ساختمانی را طراحی می کنید، فرهنگ مردم و ساکنان جغرافیایی  باید در نظر گرفته شوند. این امری است که  در ساختمان های جدید در دوبی بیشتر از پیش در نظر گرفته شده است. در طراحی و معماری ساختمان باید این نکته را دانست که بنای مورد نظر برای 100 تا 110 سال آینده باید طراحی و اجرا شود. نه تنها برای   20 یا 25 سال که بازگشت سرمایه محقق شد. این یک تفکر است که باید حاکم باشد.تفکری که شهرسازی و معماری پایدار تری را با خود به ارمغان میآورد . از نظر من دوبی در حال حاضر در این فاز توسعه می یابد.

فاز سوم فازی است که در حال شکل گیری است. در این فاز معماری اسلامی و فرهنگی و نحوۀ تفکر و روح حاکم با معماری کهن منطقه که تطابق با نحوۀ زندگی مردم در اینجا دارد باید با تکنولوژی و مدرنیسم و استفاده از تکنیک های جدید درآمیخته شوند. تکنولوژی و پایداری که در دنیای غرب شناخته شده است با معماری اسلامی و تاریخی منطقه تواماً می توانند کارایی و اثربخشی ما را در طراحی ساختمان و طراحی شهری ارتقاء بخشد.این فازی است که دوبی می تواند مبدع . ایجاد کنندۀ آن باشد .

بطور مثال، هنگامی که به طراحی برج ها در دوبی نگاه میکنیم و نماهای زیادی از برج ها در سطح شهر  را می بینیم،  که با شیشه طراحی شده اند، در میان بیابان و با این تابش آفتاب و طوفان شن، خوب چه جوابی برای این طراحی وجود دارد؟

انسان هایی باید در این قوطی های شیشه ای در وسط بیابان و زیر تابش مستقیم آفتاب داغ زندگی کنند. چه میزانی از انرژی لازم خواهد بود تا محیط داخل این ساختمان ها را برای زندگی اندکی مناسب  نمود . پایداری محیطی این بنا چگونه است؟واقعیت این است که  در طراحی این برج ها برای کارایی انرژی اندیشۀ زیادی صورت نگرفته.

در دبی برجهایی هستند که از هر چهار طرف به یک صورت طراحی شده اند . در همۀ ممالک دنیا در طراحیها ی ساختمان بین ضلع شمالی- جنوبی و یا شرقی- غربی تفاوت وجود دارد. این تفاوت ریشه در جریان های هوا، جهت باد و بارش باران و یا تابش خورشید دارد. جریان های طبیعی در دوبی به توجه  به نوع آب و هوا تاثیرات بیشتری هم بروی ساختمان دارند. اما بسیاری از برج های دوبی مثلاً در شیخ زاید از هر چهار طرف یکسان طراحی شده اند؛ این طراحی مبتنی بر پایداری و مدیریت  انرژی و اقتصاد پایدار شهری نیست.

اما هنگامی که در دیگر سمت شهر در قسمت بستکیه به معماری ها نگاه می کنیم و برروی معماری عمیق می شویم، می بینیم که نماهای بسیاری از شیشه هستند اما این شیشه ها در پشت دیوارهای ضخیم یا سازه های ضخیم امکان اتلاف انرژی را کاهش می دهند و برای تهویۀ هوا و تهویۀ مطبوع در این معماری به انرژی کمتر نیازمندیم. معماریهایی که بسیار هم زیبا هستند. این امری است که شبیه آن را هیچگاه در شیخ زاید نمی بینید. چون طراحان برج های شیخ زاید از این موضوع بی خبر بودن و با معماری سنتی و کارای  منطقه آشنایی کامل نداشتند . این مشکل و موضوعی است که ذهن مرا به خود مشغول ساخته و  تبدیل به دغدقۀ من شده است .

 IBC NEWS: من هم با شما موافقم. این موضوع از زاویۀ دیگری هم قابل بررسی است. معماری سنتی  در منطقه دارای تطابق با نحوۀ فرهنگ و زندگی خانوادگی ما هم دارد. یعنی باید به مسائل فرهنگی در طراحی دقت کرد. چیزی که در بسیاری از معماریهای امروزه، در شهر به آن  برنمی خوریم.

مهندس حاتم: دقیقاً وقتی از این منظر به ماجرا نگاه می کنیم باید درک کنیم که ماانسانیم و دارای احساسات و روحیات انسانی. واقعیت این است که ما در این منطقه تجربۀ ساخت برج را داشته ایم. مثلاً شما به منارۀ مسجد نگاه کنید. در واقع برج های شهری هستند. هدف از این مناره ها ایجاد اشتراک و وحدت از منظر شهری بوده که نگاه ها به یک سازۀ بلند جلب شود و صدای اذان در تمام شهر ساری و قابل شنیدن باشد .ولی امروزه در واقع این مناره ها در میان انبوه برج ها دیگر دیده نمی شوند. اینها مفاهیمی هستند که باید در طراحی شهری مجدداً احیا شوند.

وقتی شما به افغانستان نگاه می کنید، کشوری ست با سابقه هزاران سال تمدن و فرهنگ. اما بدلیل سال ها جنگ پیایی، ارتباط فرهنگی خود را با تاریخ هزار ساله اش از دست داده و سال های سال زمان لازم است تا امکان نوزایی فرهنگی در حوزه های معماری و شهرسازی در این کشور بوجود آید. منظور من لزوم تداوم و ارتباط مستمر با تاریخچۀ شهرسازی و معماری است. نباید ارتباط معنادار تاریخی و فرهنگی با سنت ها و روش های کلاسیک شهرسازی و معماری  قطع شوند، بلکه تنها باید تکنیک های مدرن را برای مدرنیزه کردن و به روز رسانی آنها بکار گرفت.

IBC NEWS: آیا شما با  توجه به همۀ موضوعات مطرح شده و شرایط حاکم بر شهرسازی و مدیریت شهری دوبی ، به آیندۀ شهرسازی دراین  شهر خوشبین هستید و معتقدید آیا این اجزای بعضاً جدا از هم، امکان اتصال و همگونی  را می یابند. آیا ممکن است در آینده ای نزدیک با یک شهر یکپارچه و پایدار و توسعه یافته، روبرو شویم؟

مهندس حاتم: بگذارید اینطور به قضیه نگاه کنیم هنگامی که شما خود را برای انجام تغییری آماده ساخته اید، تغییر اتفاق می افتد. من بعنوان یک معمار ناگریز از اجرای طرحی هستم که مخاطبان من و استفاده کنندگان از فضاهای شهری و مسکونی و عمومی علاقه به آنها دارند. برای ارتقاء سطح شهرسازی در دوبی باید در اندیشه و فکر استفاده کنندگان از این فضاهای شهری تغییری صورت پذیرد.

دوبی شهر جوانی است و فرهنگ و روح شهری خود را خواهد یافت و از فاز اوّل و دوّم که صحبت آن را کردیم، گذر خواهد کرد. ولی این زمان تغییر و نحوۀ سپری شدن این زمان ارتباط مستقیم به تفکر و اندیشۀ شهروندان و ساکنان دوبی دارد.

امروز می توان راجع به بسیاری از پروژه های بزرگ از منظر نقد و بررسی نگاه کرد. مثلاً پروژۀ نخل جمیرا که سازه ای بسیار غول آسا است و با صرف هزینۀ و سرمایۀ فراوان ساخته شده است، شاید می توانست به صورت معکوس اجرا شود وبه جای آنکه ما به دریا برویم و نخل طراحی کنیم ، با آوردن آب دریا به خشکی و بریدن ساحل  می توانستیم نقشۀ نخل را در همان ابعاد و اندازه بسازیم . مثل آنچه که در Jumeirah Lake Towers  اجرا شده است .

 ولی باز هم من باید به سوال مقدماتی شما برگردم و بگویم اگر دوبی پیست اسکی نداشت، جزیرۀ نخل جمیرا و یا برج خلیفی را نمی داشت باز هم می توانست از نخستین مکان های جذب توریست در جهان به شمار آید؟

جواب من این است که تجربه های مختلفی در جهان وجود دارد که می  توان در توسعۀ دوبی از آنها استفاده کرد. من از دسته انسان هایی هستم که توسعۀ شهر را تنها در افزایش آسمان خراش ها و یا بناهای بزرگ شهری نمی دانم. همواره در پی یافتن روح شهر و احساس کردن فضای شهری، هستم.

شیخ زاید یک بزرگراه با تمام تعاریف و و تعابیر یک بزرگراه است . این بسیار عجیب است که مردم در دوبی بسیار علاقمند هستند که در دو سوی این بزرگراه زندگی کنند در صورتیکه در تمام دنیا تلاش شهروندان، زندگی کردن در مسافتی منطقی و دور از بزرگراه هاست. بواسطۀ صدایی که در اتوبان وجود دادر، آلودگیهای ناشی از حرکت خودروها و جای پارک اندک در حاشیۀ بزرگراه ها و سختی دسترسی های محلی. اما در دوبی بسیاری علاقمند هستند که در کنار بزرگراه شیخ زاید زندگی کنند.

در حال حاضر، که حالت گذرا و دوران گذار است ، نمی توان همۀ انتظارها را یکجا برآورده ساخت و باید اعتبار زیادی  برای مدیران شهری دبی قایل شد که ظرف مدت اندکی توانسته اند توسعۀ فراوانی را در این شهر به ارمغان آورند و دوبی یک تجربۀ بزرگ برای منطقه و به نظر من برای دنیا است. بگذارید واقع گرا باشیم. برای مثال، در استرالیا یک برج نزدیک هفت یا هشت سال طول می کشد تا ساخته شود ولی این مردمان کل شهر را حتی کل کشور را ظرف مدت کمتر از 30 یا 40 سال ساخته اند. ما نمی توانیم توسعه و سرعت حرکت بالای دنیا را نادیده بگیریم. شاید 20 سال پیش کمتر کسی در جهان می دانست دوبی در کجای نقشه جهان قرار دارد. اما امروز Emirates Airline بهترین خط هوایی جهان است! در نتیجه اگر واقع گرا باشیم باید برای مدیران شهری دوبی اعتبار فراوانی قائل شویم و تحسین کنیم.

صحبت در زمینۀ طرح جامع و طرح نهایی توسعه است. ما نمی توانیم و نباید از پلۀ اول به پلۀ پنجم بپریم و سپس به پله سوم برگردیم. مسائلی را باید حل کنیم و بعد دوباره با جهش خود را به پلۀ دهم برسانیم. توسعه باید پلۀ به پله و پایدار باشد و همواره درمسیر توسعه حرکت کرد و صبر و آرامش در رسیدن به توسعه را نیز در نظر داشت.

 

 

← Roozbeh Pirooz Interview Anoosheh Ansari, June 2011 →

About the author

admin

Comments are closed