Roozbeh Pirooz Interview

 

نوع:                  مصاحبه

گزارشگر:            ایمان ارجمندی

عنوان:               Iranian Business School

مدرسه مدیریت ایرانی در سطح عالی و مطرح جهانی

گفتگو با دکتر روزبه پیروز – رئیس هیأت مؤسس

سوتیتر:

گفتگو با مردی که در ورای چهره مصمم و اندیشمند خود، افکار متعالی می پروراند و با شور و امید فراوان از زمینه ها و توانمندیهای کشور عزیزمان ایران در جهت رشد و پیشرفت سخن می گوید نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه از روزهای بیاد ماندنی زندگی  هرکس خواهد بود.

روزبه پیروز موسس دانشگاه Iranian Business School )) IBS و از کارآفرینان بزرگ کشور است که انگیزه های گران سنگ ملی خود برای ساختن کشوری پیشرفته و آباد را با فراگیری گسترده علوم روز در معتبرترین دانشگاه های جهان همراه ساخته و امروزه جمع کثیری از صاحبان اندیشه و دانش گرد او جمع آمده اند تا هریک بتوانند سهم خود رادر پیشرفت و توسعۀ ایران ایفا نمایند.

در میزگردی با حضور دکتر روزبه پیروز، رئیس هیأت موسس و دکتر زاهد شیخ الاسلامی مدیر آموزش دانشگاه به همراه دکتر اسفندیار رشیدزاده از چهره های نام آشنای و فرهیختۀ شورای بازرگانی ایرانیان- دبی، در زمینه انگیزه ها و روشهای موسسان و حامیان مدرسه بازرگانی ایرانیان IBS) ) در راه اندازی موسسه مذکور  به بحث  و بررسی نشستیم.

گپ و گفتی دوستانه که می تواند الهام بخش جوانان باشد و امید آفرین برای فعالان حوزه اقتصاد و علاقمندان به پیشرفت ایران.

ارجمندی: جناب پیروز بعد از سخنرانی شما در جلسه دیروز گردهمایی شورای بازرگانی ایرانیان، این سوال در ذهن من شکل گرفت که شما چرا وقتی تصمیم گرفتید سهمی در توسعه ملی داشته باشید، آموزش را به عنوان محور فعالیتهای خودتان انتخاب کردید و چرا در حوزه آموزش شاخۀ مدیریت و بازرگانی را برای  محور توسعه برگزیدید.پیشرفت ملی از راهکارهای متفاوت و از جنبه های مختلف قابل بررسی و دست یافتنی است. شما چه اولویتی در آموزش مدیریت و بازرگانی برای نیل به  هدف در نظردارید؟

پیروز: البته تا حدودی این امر به تحصیلات، تخصص و تجربه کاری من در سالیان گذشته بر می گردد و هنگامی که تصمیم به این کار گرفتم، طبیعتا حرکت را در چارچوب تخصصم طراحی کردم. مضاف بر اینکه من اعتقاد جدی دارم که مدیریت نقش بسیار موثری دارد در توسعه اقتصادی هر کشور و در جهان امروز توسعه و رونق اقتصادی در خیلی از مسائل دیگر یک اجتماع تاثیر گذار است.

شاید 50 یا 60 سال پیش از این رتبه بندی کشورها بر اساس قدرت نظامی بوده و کشوری قوی تر محسوب می شده که نیروی نظامی قوی تری داشته است. اما در عصر حاضر رتبه بندی کشورها عمدتا روی بخش اقتصادی است، این که کشوری در صحنه بین المللی حضور داشته باشد و بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد، خیلی وابسته به توانایی اقتصادی آن کشور است.

این نکته را باید در نظر گرفت که ریشه های توانمندی اقتصادی یک کشور در منابع انسانی متخصص و آموزش دیدۀ هر کشوری است. از دیگر سو، ما خوشبختانه در مملکتمان به این نتیجه رسیده ایم که توسعه اقتصادی، ارتباط تنگاتنگی با خصوصی سازی دارد. من اعتقاد دارم حرکت بوجود آمده زیر پرچم اصل 44 در واقع شروع خصوصی سازی بوده و یک اتفاق خیلی خیلی مهمی است. در واقع بدون این حرکت در راستای خصوصی سازی نیل به توسعه اقتصادی امکان پذیر نیست و نمی توان به اهداف توسعه رسید و همه جای دنیا تجربه شده که اقتصادهای دولتی قابلیت رقابت با اقتصاد خصوصی را ندارند و از کارائی لازم برخوردار نیستند. جای بس خوشبختی است که  امروز در ایران همگی بر سر این موضوع به توافق رسیده ایم و بحث و صحبت تنها برسر نحوه اجرای خصوصی سازی است.

اگر این حرکت بخواهد یک قدم جلو برود، این سوال پیش می آید که این شرکت های خصوصی شده چگونه می توانند تفاوت و تحولی در عملکردشان و بهره وریشان بوجود بیاید؟ اگر شرکت های خصوصی سازی شده همچنان با تفکر و مدیریت دولتی اداره شوند که دستاوردی حاصل نشده! باید در مدیریت و اجرای فعالیت شرکت ها تحولی بوجود آید و این موضوع راهی ندارد جز مدیریت مدیرانی که بتوانند این تحول را به نحو درست و شایسته ای( در بنگاهای اقتصادی) پیش ببرند و باید این مدیران دارای تخصص لازم و کافی برای این امر باشند. اینجا همان جایی است که اهمیت آموزش مدیریت به مدیرانی که سالها تجربه کار و مدیریت دارند به خوبی هویدا می شود.

ارجمندی: خوب اینجا سوالی مطرح می شود.شما می گویید که چون کشور به سمت خصوصی شدن حرکت می کند پس باید به آموزش مدیران در این بخش پرداخت. پس سهم مدیران دولتی در این توسعه چیست و آیا شما معتقد به آموزش مدیران در عرصه های دولتی هم هستید؟

پیروز: من فکر می کنم مدیر خصوصی و دولتی هر دو باید هدف آموزش باشند و علاقمند به حضور هر دو گروه از مدیران در آموزشها و دانشگاه IBS هستیم. مهم این است که بتوانیم در موسسه ها و بنگاه های اقتصادی که در ایران هست چه خصوصی و چه دولتی، در  عملکرد و مدیریتشان از طریق آموزش تحول و پیشرفتی بوجود آید.

رشیدزاده: در اینجا واقعا یک سوال کلیدی مطرح می شود. سوالی که قبل از این مرحله است. من سوالم از آقای دکتر روزبه پیروز این است که زایش فکر تاسیس  دانشگاه در سال 2007 از کجا بود و چه سوالی در ذهن شما بوجود آمد که در پی پاسخ به آن سرانجام کار به تاسیس IBS رسید. این حرف ارسطو است که می گوید سوال درست مطرح کردن جواب درست  در پی خواهد داشت. من سوالم در مورد لحظه شروع حرکت است و اینکه آن سوال درست که در ذهن شما شکل گرفت چه بود که امروز دانشگاهی را بوجود آورده؟

پیروز: واقعیت اینجا است که من وقتی بعد از 18 سال که با خانواده به ایران برگشتم، در یک کلام می توانم بگویم [ فضای ] ایران من را گرفت و جذب خود کرد. حس عجیبی بود که زندگی من را تغییر داد. من از 8 سالگی از ایران خارج شده بودم و بعد از 18 سال برگشتم و اصلا فکر نمی کردم اینطور زندگی من عوض  میشود.

چند ماه پیش در دانشگاهی که فوق لیسانس در آن جا تحصیل کردم قدم می زدم  و پیاپی خاطراتی از سالیان تحصیل در ذهنم تداعی می شد. دانشگاهی که 15 سال پیش از آن فارغ التحصیل شده ام. فکر می کردم که اگر 15 سال قبل موقع تحصیل در دانشگاه کسی به من می گفت  که تو15 سال بعد به ایران برخواهی گشت و در ایران مشغول کار و زندگی خواهی شد، من اصلا باور نمی کردم و این بازگشت به ایران برای من قابل پیش بینی نبود.

اما از همان لحظه برگشتم به ایران همواره در آن فکر بودم که چطور به سهم خودم می توانم به میهنم کمک کنم و گامی در راستای توسعه آن بردارم. تجارت و کسب و کار ، بسیار هم خوب است. اما من در زندگی می خواستم موضوع دیگری و هدف دیگری هم داشته باشم. معتقدم انسان باید به نحوی عمل کند که در انتهای راه، دیگرانی بگویند که او در زندگی کاری انجام داده است و نقشی از خود به جا گذاشته است. کاری ماندگار برای کشورش. من یکسره در پی  این سوال بودم که من چه کاری می توانم بکنم و چگونه می توانم نقشی در توسعه ایران داشته باشم.

 در نهایت به این نتیجه رسیدم ، چیزی که من بلد هستم business  است و آنچه که من در دانشگاه خوانده ام مدیریت است و احساس کردم که واقعا خلائی در مملکت هست و خلائی هم هست  که همگی نسبت به وجودش اذعان دارند. احساس کردم اینجا محلی است که می توان کاری کرد و نقطه ای است که می توان از آن حرکت را شروع کرد.

البته باید اذعان کنم نقش من در این کار یک نقش کوچکی بود و IBS نتیجه یک کار تیمی و گروهی است . مدرسه بازرگانی ایرانیان نتیجه کار خیلی ها است که تصمیم به این شروع گرفتند. من پیش از این هم تجربه کارآفرینی داشته ام. در زمان دانشجویی دکترادر  دانشگاه oxford با همکاری یکی از همکلاسی های  دکتری ، یک شرکت در زمینه Internet و فضاهای مجازی که در آن دوران موضوع نو و تازه ای بود راه اندازی کردیم و virtual capitalist  گرفتیم و بعد از 6 سال از یک اطاق خوابگاه به یک شرکت موفق 150 نفر که در 5 کشور اروپا مشغول فعالیت بود، رسیدیم. تجریه خوبی بود. تجربه ای در مورد راه اندازی یک حرکت جدید و جذب منابع و همراهان بالقوه برای رسیدن به موفقیت!.

چیزی که من در آن حرکت یاد گرفتم این بود که شما وقتی چیزی را شروع می کنید، اولین کاری که باید انجام دهید، این است که حرکت کنید. توصیه من همواره به دوستان جوانتر از خودم این است که حرکت کنید. شروع خیلی مهم است. شعری است از گوته شاعر علاقمند آلمانی به ادبیان ایران که می گوید شما وقتی حرکتی می کنید وانرژی بوجود می آورید، همه جور معجزه ای ممکن است بوجود آید. در واقع نکته مهم همان  حرکت مقدماتی است. باید حرکت کرد و بعد مشاهده گر معجزه ای بود. من این موضوع را هم در ارتباط با کسب و کار خودم دیدم و هم در ارتباط با IBS . هنگامی که کسی کاری را شروع می کند، انسانهای علاقمندی هستند که برای نیل به هدف مشترک به او می پیوندند.

رشیدزاده: خوب این  نکته جالبی است که من همینجا در موردش سوال دارم . دکتر زاهد شیخ الاسلام را چطور پیدا کردید؟ دکتر مشایخی هم از پایه های کار هستند،ایشان را چطور همرا کار کرید؟

 جالب است که هر کدام از این اسامی که به مجموعه اضافه می شود ممنتوم مجموعه بیشتر می شود و دیگران مشتاق تر برای همکاری با مجموعه IBS می شوند. اما در ابتدا شروع کردن بسیار مشکل است!. به قول یک ضرب المثل آلمانی هر آغازی مشکل است. به همین دلیل است  که من پیاپی دنبال زایش و قدمهای اول  و شروع کار هستم و اینکه چطور میشوداز هیچ ، همه چیز را بوجود آورد. کافی است که یک ایده ال درست باشد و آدمهای مناسب و معتقد آن ایده آل را  دور هم گردآورد.

نقطه زایش و عزیمت برای من در حرکتی که شما در IBS آغاز کردید بسیار حائز اهمیت است. امروز IBS هست و انسان های فرهیخته و یا علاقمند زیادی ممکن است به شما کمک کنند و همراه شما باشند. اما در لحظه زایش و تولد این اندیشه در ذهن شما هیچکدام از اینها نبود. فقط یک سوال وجود داشت. درک لجظه آغاز حرکت، بسیار مهم و کلیدی است.

شیخ الاسلام: آقای دکتر  من معتقدم که وقتی سوال در ذهن انسان شکل می گیرد و زمان حرکت فرا می رسد، باید کمتر حرف زد و باید قدم را در راه گذاشت و خود راه و جاده به انسان می گوید که چطور باید شروع کرد.من IBS را پیدا کردم ! من سالها با رویای انجام دادن کاری برای کشورم زندگی کرده بودم و دنبال فرصتی بودم که بعد از سالها در آمریکا به ایران برگردم و کاری که مسئولیت من برای میهنم است را انجام بدهم. از لحاظ کار  و business موقعیت مناسبی در آمریکا بود و می خواستم برای پاسخ به سوال درونی و ایفای نقشم در توسعه کشورم برگردم. دنبال فرصت بودم برای ایفای نقش.

در سال 2007 دوره آموزشی خیلی خوبی در ایران در زمینه کارآفرینی برگزار کردیم که بسیار موفق بود. با دوستان بعد از اتمام جلسه مشغول صحبت بودم و می گفتم که ایران نیازمند یک مدرسه مدیریت خوب است. دوست من گفت که جمعی از دوستان مدتی است که شروع کردند و تصمیم به را اندازی مدرسۀ مدیریت در سطح آموزشهای مدیریت با استانداردهای بین المللی گرفته اند. این نقطه همراهی من با IBS بود. مدتها به همراه روزبه و دیگران روی طرحی کار کردیم تا در نهایت به این نتیجه رسیدیم که برنامه ریزی به اندازه کافی شده و زمان ، زمان حرکت است. پارسال 25 آوریل تقریبا چنین روزهایی به ایران برگشتم و شروع کردیم به انجام کارهای اجرایی و راه اندازی مدرسه.

پیروز:راجع به دکتر  مشایخ هم که پرسیدید، بله ایشان را از طریق خانواده خلیلی ملاقات کردم در دانشگاه شریف. اول فکر می کردم چون مدرسه مدیریتی در دانشگاه شریف هست، امکان همکاری ایشان با حرکت ما زیاد نیست. اما برای ایشان هم همراهی جمعی از ایرانیان داخل و خارج کشور در راه اندازی IBS و حضور اساتید به روز و صاحب نام جهان به عنوان مدرس در دوره های آموزشی، انگیزه لازم برای حرکت مشترک را فراهم آورد و خیلی از حرکت حمایت کردند و حضورشان به حرکت ما به خصوص در مراکز علمی داخل ایران اعتبار داد.

من احساس می کنم چه در داخل ایران و چه در ایرانیان خارج از ایران ما نیازمند افزایش روحیه امید و شوق هستیم. با بعضی ها که صحبت می کنم طوری حرف می زنند که انگار امیدشان را برای رسیدن به یک کشورتوسعه یافته از دست داده. من اصلا به این اعتقاد ندارم . باید از یک جایی حرکت کرد. صحبتی هست از گاندیbe the change you seek که می گوید اگر دنبال تغییری هستید باید خود شما نمادی از آن تغییر باشید و بعد پی تغییر بگردید. ما اگر دنبال توسعه ایران هستیم خود باید نمادی از این حرکت، اراده و خواست باشیم و بعد از دیگران  انتظار حرکت داشته باشیم.

بالاخره هرکس به سهم خودش باید کاری کند. یک مدرسه بازرگانی که نمی تواند همه کار بکند، اما به سهم خودش و در ابعاد و اندازه های خودش می خواهد سهمی در پیشرفت ایران داشته باشد.

شیخ الاسلام: یکی از مسائلی که در میزگرد صبح در (شورای بازرگانی ایرانیان) IBC هم سوال شد این است که ما در IBS  نمی توانیم همه مدیران را تحت پوشش آموزشهای مدرسه قرار دهیم و عده محدودی در دوره های آموزشی شرکت خواهند کرد. اما می خواهیم با بالا بردن استانداردهای آموزش مدیریت تمام موسسات آموزشی مدیریت را مجبور به ارتقاء سطح آموزش خودشان کنیم . این ایفای نقش است که در آموزش مدیریت، ما برای خودمان قائلیم و در پی آوردن بهترین اساتید و شاخصه های علمی در هر حوزه ای هستیم.

مثلا وقتی برای توضیح مسائل صنعت غذا دکتر کاشانی که سالها مشاور شرکت Nestle هستندو موضوع  Nestle را بصورت case study بررسی می کنند، تاثیر گذاری دیگری دارد. همه دیگر اساتید با استناد به case study ایشان، طرح درس می کنند و صد البته وقتی خودایشان مطلبی را که نوشته اند برای دانشجویان توضیح می دهند، کیفیت کلاس و سطح کلاس چیز دیگری خواهد بود.

ما اعتقاد داریم وقتی چنین افزایش سطح آموزشی ایجاد شود، دیگر دانشگا های شاخص ایران نیز در این عرصه قدمهای خوبی بر خواهند داشت. در ایران آدمهای باهوش بسیار زیاد هستند  و اگر آموزش موثر و با کیفیت فراهم آید، حتما توسعه اقتصادی در دسترس خواهد.

رشید زاده: شما آقای شیخ الاسلام 4 سال مدیریت انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه شریف در خارج از کشور را به عهده داشتید. از انگیزه های برپایی این انجمنSOTA برای ما توضیح بدهید و اینکه چه انگیزه های ملی پشت این حرکت و در ادامه این حرکت وجود دارد.

شیخ الاسلام: این انجمن یکی از حرکتهای خوب بود. در سال 2000، جمعی از دوستان تصمیم گرفتیم، دوستان فارغ التحصیل دانشگاه شریف را که یک منبع عظیم هستند گردهم جمع کنیم. کار دیگری نمی خواستیم بکنیم و هنوز هم تنها مکانیزم Sota ، مکانیزمی است برای جمع کردن فارغ التحصیلان دور هم. وقتی این انسانهای باهوش و فرهیخته دور هم جمع شوند. نتایج مثبت و درخشانی خودش به خودی خود در برخواهد داشت که همگی آنها و در نهایت کشوررا از آن بهره مند خواهندکرد. این داستان بسیار برای همه ما آموزنده بود و هنوز هم برای فارغ التحصیلان محرک خود را دارد و هر روزی آماده کمک در توسعه کشور هست و خواهد بود.

 

رشید زاده: یک موضوعی که برای خیلی از مخاطبین این میزگرد جالب خواهد بود، نحوه و فرایند گرفتن مجوز برای این دانشگاه است. برای خیلی ها اسیر شدن در پیچ و خم بروکراسی و اداری یکی از عوامل و دلایل  عدم حرکت است. شما چطور به اینگونه مسائل قانونی و اداری فائق آمدید. آنهم برای برگزاری دوره های سطح بالای مدیریت به زبان انگلیسی و با اساتید برجسته جهانی که اکثر آنها ملیت ایرانی ندارند.

پیروز: خوب مثل هر کار دیگری از چهارچوب قانونی مملکت حرکت کردیم. وزارت علوم مجوزهایی برای موسسات آموزش عالی آزاد صادر می کند که ما در ارزیابی هایمان این نوع ساختار را مناسب تر از هر چیز دیگری برای IBS دیدیم. اگر دانشگاه غیرانتفاعی تاسیس می کردیم، مجبور به گرفتن دانشجو از طریق کنکور بودیم که با جامعه هدف IBS که در حال حاضر مدیران ارشد و مدیران در رأس هرم مدیریت هستند، تطابق نداشت.

یک تجربه ای که من خودم در زندگی داشته ام این است که اگر با خوشبینی به مسائل نگاه کنیم و پیام خوبی به محیط پیرامونیمان بدهیم. پاسخ مناسب و خوبی دریافت می کنیم و بسیاری از مسائل حل می شود.خیلی ها به این نتیجه رسیده اند که مملکت به آموزش مدیریت نیازمند است و حاضرند هرکمکی که از دستشان بر می آید انجام دهند.

به هر حال بروکراسی و کارهای اداری مسائل و مشکلات خودش هم دارد. مثل هر کار دیگری که بخشی از فرایند انجام آن کار به حساب می آیند.اما خوشبختانه ما در IBS بر این مشکلات فائق آمدیم و همه چیز منظم انجام می شود.

شیخ الاسلام: در حال حاضر برای برپایی هر دوره هماهنگی هایی با وزارت علوم و وزارت خارجه برای دعوت از اساتید وجود دارد که مانند یک روال معمول همواره طی می شود و با مشکل خاصی روبرو نشده ایم. ما در پی برنامه ریزی بر مبنایی هستیم که مدارکمان را در موسسات معتبری که برای ارزیابی مدارس بازرگانی در دنیا وجود دارند، رتبه بندی کنیم.اخذ رتبه بندی از چنین مراکزی . از اولویتهای پیش روی ما خواهد بود.

پیروز: این تجربه ای است که درIndian Business School هم هست. این موسسه بر اساس نظام آموزش هند نمیتواند مدرک فوق لیسانس بدهد، اما در بازار کار و برای موسسات و شرکتهای بزرگ اقتصادی،صاحبان این مدرک و تحصیلات از موقعیتهای دوچندان برخوردار هستند. آموزش بر مبنای دانش اصل وتأکید ماست.

 به هر حال باید با نگرش مثبت شروع کرد و هر تلاشی که می تواند برای کشور اثربخش و توسعه آفرین باشد انجام داد تا توسعه اقتصادی فراهم آید.

موسسان و مدیران IBS با هدف ایجاد و راهبری یک مدرسه مدیریت در سطح عالی و مطرح جهانی تصمیم گرفته اند که مباحث و مطالب مطرح شده و سیلابهای آموزشی که همگی عملگرا و مرتبط با مسائل کسب و کار روز دنیا باشند و دانشجویان بتوانند ارتباط مستقیمی بین آنچه که می آموزند با مدیریت در بنگاه اقتصادی زیر نظرشان بیایند..

مطالب مطرح شده که عموما بصورت مطالعه موردی Case Study طراحی شده اند ، نگاه دانشجویان را به مسائل مدیریت در دیگر نقاط دنیا معطوف می سازد و به مدیران حاضر در دوره های آموزشی امکان تفکر جهانی و یافتن راه کارها مطابق با راه حل های بین المللی  خواهد داد.این راهیست که ما آن را شروع کرده ایم وبا همراهی دیگرانی که چنین دغدغه ای داشته باشند ادامه خواهد یافت و توسعه خواهد یافت .

حضور روزبه پیروز و دیگر مدیران IBS در گردهمایی ماه آوریل شورای بازرگانی ایرانیان دبی و سخنرانی  ایشان نه تنها برای حضار بسیار نوید بخش و شورآفرین بوده بلکه امکان تعریف همکاری مناسب و فراگیر میان دو مجموعه را فراهم خواهد آورد.

Fariborz Hatam Interview →

About the author

admin

Comments are closed